مهاجرت به انگلستان طی چند دهه گذشته به طور چشمگیری افزایش یافته است اما مهمترین آنها طی ده سال گذشته بوده است.

  دو جنگ جهانی اوایل قرن بیستم ، فروپاشی متعاقب امپراطوری ها و توسعه فناوری حمل و نقل همه چیز را برای اروپا تغییر داد.  از آن زمان ، مهاجرت گسترده به اروپا و انگلیس به مراحل بی سابقه ای رسیده است.  طبق آمار موسسه سیاست مهاجرت ، در سال 2005 حدود 9/7 درصد از جمعیت انگلیس در خارج از بریتانیا متولد شده اند و تا سال 2031 دفتر آمار ملی پیش بینی می کند که جمعیت انگلستان به 70 میلیون نفر برسد ، با افزایش 70 درصدی که مستقیماً ناشی از مهاجرت است.  .

 در انگلیس ، بحث مهاجرت در مورد توافق در مورد چشم انداز مشترک برای آینده است.  آیا انگلیس باید به عنوان یک عامل اصلی ایجاد مزیت رقابتی جهانی در قرن بیست و یکم به یک گلدان ذوب فرهنگی تبدیل شود و از تنوع فرهنگی استفاده کند؟  یا آیا انگلیس باید مهاجرت را محدود کرده و از همگن انگلیس محافظت کند ، زیرا چندفرهنگ گرایی فرهنگ بومی انگلیس ، ارزش ها و جوامع را تهدید می کند؟  در مرکز بحث این است که چه چیزی هویت انگلیس را تشکیل می دهد و این سؤال که آیا دفاع از همجنسگرایان سفید انگلیس عملی نژادپرستی است.

 مهاجرت در همه زمانها بسیار زیاد است.  براساس دفتر مرجع جمعیت ، در سال 2005 ، 191 میلیون مهاجر وجود داشته اند ، یعنی سه درصد از جمعیت جهان در یک کشور متفاوت از بدو تولد زندگی می کنند.  این سطح از مهاجرت گسترده احتمالاً به مهمترین چالش قرن بیست و یکم بدل شده است.

 به طور طبیعی ، کشورها نگرش های خاص خود را نسبت به مهاجرت دارند که ناشی از تاریخ و فرهنگ های خاص خودشان است ، بنابراین هیچ دو کشور به همین شکل با این موضوعات برخورد نمی کنند.

 تاریخچه مختصری از مهاجرت در انگلیس

 با نگاه به اندازه کافی به دور ، هر کشوری از قبایل مهاجر مهاجرانی که در سرزمین های تازه مستقر مستقر شده اند متولد می شود.

 در انگلیس ، پیش از حمله رومیان در سال 43 میلادی ، فقط قبایل سلتیك و پیكیك به راحتی خود را در این جزایر مستقر كرده بودند.  تا قرن پنجم ، رومی ها جزایر بریتانیا را رها کرده بودند و قبایل آلمانی وارد شدند.  چهارصد سال بعد ، وایکینگ ها به انگلیس حمله کردند.  بعد از فتح آنها در سال 1066 ، سپس نرمان نفوذ بزرگ خود را گسترش دادند و مسیر و فرهنگ سیاست و زبان انگلیس را برای همیشه تغییر دادند.

 از اوایل قرن هجدهم ، امپراتوری انگلیس به سراسر جهان رسید و تجارت خارجی افزایش یافت.  اما ممنوعیت برده داری در سال 1833 همه مهاجرت ها را متوقف کرد ، اگرچه خانواده های ثروتمند همچنان به کارمندان خدمتگزاران از آسیا ادامه دادند.  بنادر بریتانیا بعنوان مناطقی از تنوع به عنوان دریانوردان خارجی گاه در آنجا مستقر شدند.  و در سال 1830 ، هنگامی که ده ها هزار ایرلندی وارد انگلیس شدند تا از فقر شدید در ایرلند فرار کنند ، نخستین موج مهاجرت گسترده را به دست آورد.  اما 70 سال گذشته بزرگترین هجوم هزاران سال به انگلیس بوده است.

 امپراتوری و کمبود نیروی کار

 به نظر می رسد امروزه انگلیس نسبت به امپراتوری "شکوهمند" خود گناه جمعی دارد.  بریتانیا پس از امپراتوری احساس نوعی وظیفه برای حل مشکلات جهان است.  شاید یکی از راه های کشور برای مقابله با امپراتوری این باشد که درها را به روی مهاجران اقتصادی و پناهندگان از سراسر جهان باز کند.

 از نظر تاریخی ، مهاجرت یک ضرورت اقتصادی بوده است و مهاجران همچنان کمکهای زیادی به ثروت و موفقیت انگلیس می کنند.  در طول دو جنگ جهانی ، مردم مستعمرات برای انگلیس جنگیدند و جان خود را از دست دادند.  اندکی پس از جنگ ، انگلیس مستعمرات خود را رها کرد و با کمبود کار و چشم انداز اندک ثروت ، مهاجرت به انگلیس با جدیت آغاز شد.

 با این حال ، در سال 1968 ، نماینده مجلس Enoch Powell سخنرانی برجسته ای انجام داد که موج های شوک را از طریق انگلستان ارسال کرد و به گفته رسانه های محبوب ، وی را به یکی از پرشورترین سیاستمداران کشور تبدیل کرد.  با استفاده از برچسب گفتار "رودخانه های خون" ، پاول به انگلیسی های بومی هشدار داد كه چگونه ، بدون محدودیت مهاجرت ، خودشان به یک اقلیت اقلیت تبدیل می شوند.  با وجود دریافت نامه های پشتیبانی و نظرسنجی مبنی بر اینکه 74 درصد مردم انگلیس با او موافقت کردند ، وی از کابینه سایه محافظه کار برکنار شد.

 تا سال 2002 ، چشم انداز فرهنگی انگلیس به طرز چشمگیری تغییر کرده بود.  نخست وزیر وقت تونی بلر اظهار داشت: "خون تنها" هویت ملی را تعریف نمی کند و انگلیس مدرن با "ترکیبی غنی از ریشه های مختلف قومی و مذهبی" شکل می گیرد.  این بیانیه نشان دهنده نگرش مثبت دولت انگلیس در قبال مهاجرت است.

 مهاجران ، بریتانیایی ها

 اما در سالهای اخیر ، افزایش حمایت از سیاست های راست افراطی ، نماینده حزب ملی انگلیس ، از کارگران عادی افزایش یافته است.  یکی از اهداف اصلی حزب کاهش چشمگیر مهاجرت و تأمین "مشاغل انگلیس برای مردم انگلیس" است.  این حزب تا حد زیادی بحث برانگیز عنوان شده است نژادپرستانه ، اما انتخاب دو سیاستمدار BNP به پارلمان اروپا در سال 2009 ، شاید نشانه ای از روحیه منفی در میان برخی از منتخبان بریتانیا در مورد اثرات مهاجرت جمعی باشد.

 در این زمان رکود اقتصادی ، بسیاری از انگلیسی ها شغل خود را از دست داده اند و تعداد بیشتری از مردم از اشتغال ناامید شده اند.  افراد خارج از کشور شاید ببینند که چگونه کار مهاجران در سراسر کشور افزایش یافته است و احساس می کنند که فرصت هایی از آنها گرفته شده است و صدای آنها شنیده نمی شود.

 فریزر نلسون از مجله سیاسی The Spectator می نویسد: "پشتیبانی از BNP فریاد رای دهنده فراموش شده" در انگلیس است.  او توضیح می دهد که ، طی ده سال گذشته ، دولت کارگر تعداد بریتانیایی هایی که به مزایای دولت زندگی می کنند (هرگز کمتر از 5 میلیون نفر) کاهش نیافته است و در عوض ، نیازهای گسترش اقتصاد را با عرضه بی حد و حصر کارگر پاسخ داده است.  کار مهاجران. "او گفت ، این نشان دهنده" عدم کارایی عمیق در بازار کار انگلیس است. "[برای اطلاعات بیشتر ، اینجا را کلیک کنید]

 در بین سالهای 1997 تا 2009 ، مهاجران 106 درصد از مشاغل جدید در بخش خصوصی را به خود اختصاص داده اند - این بدان معناست که تعداد کارگران جدید (1.55 میلیون) بیشتر از مشاغل جدید (1.47 میلیون) هستند.  در اکتبر 2008 ، یک گروه از همه احزاب سیاستمدار در پارلمان شکایتی را برای "مهاجرت متوازن" اعلام کردند و نشان می دهند که مهاجرت باید با تعداد افرادی که از کشور خارج می شوند مرتبط باشد.

 با افزایش مهاجرت ، مهاجرت انگلیس نیز افزایش یافته است.  ارقام دولت نشان می دهد که تا سال 2006 ، حدود 207،000 تبعه انگلیس هر سال مهاجرت می کردند.  این حتی به تجارت بزرگی تبدیل شده است ، زیرا نمایشگاه های مهاجرت در سراسر کشور پدید آمده است که طبق یک مقاله روزنامه دیلی میل ، "دولت های کانادا و آمریکا قصد دارند انگلیسی ها را با مهارت های مناسب فریب دهند."

 توازن تعادل

 بحث در مورد آنچه هویت انگلیس را تشکیل می دهد ادامه می یابد و همچنان موضوعی بحث انگیز است.  از گزارشات مشخص است که مهاجران در انگلستان مبلغ زیادی را به اقتصاد انگلیس کمک می کنند.  اما با افزایش بیکاری در بین ساکنان متولد انگلیس ، سؤالاتی در مورد چگونگی برخورد دولت با موضوعات مربوط به هویت ، اشتغال و آینده یک انگلیس چندفرهنگی باقی می ماند.

 در سال 2008 ، آژانس مرزها برای نظارت و کنترل بهتر مهاجرت ، سیستم جدید مبتنی بر نقاط را اجرا کرد.  هنوز زود است بگوییم که این چه فایده ای برای بلند مدت خواهد داشت اما آنچه مسلم است این است که مهاجرت همچنان یک مسئله مهم برای احزاب سیاسی و دولت است.  در پایان ، مسئله دستیابی به تعادل مناسب است.